X
تبلیغات
مرغ هوا
قالب وبلاگ
مرغ هوا
رفتن من چيزي است كه تو مي بيني، من در ايستگاه جا مانده ام، در برق نمناك چشماني مغموم.. 

دنیا دنیا خاطره ی چشمان شماست

و این روزها که می گذرد

یادتان را جاودانه می کند

امروز عشق یک ساله شده

و تقویم، چشم به راه ثبت خوشبختی هاتان

قاه قاه بخندید

دنیا را زندگی کنید

تا عشق بداند

هنوز مجنون لیلی را عاشق است

هنوز کوه ها نگران فرهادند

و چشمی هست که با دیدن حسن پر فروغ شود...

[ چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 ] [ 9:53 ] [ رضا ]
 

داستان عجیبی است

زندگی

و سرنوشت یک اتفاق است

که خوب می داند کجا باید بیفتد

می دانم اتفاق خوب برای تو خواهد افتاد

می دانم اتفاق خوب برای او خواهد افتاد

می دانم سفر اتفاق زندگی من است

من می روم

و خبر خوشبختیت را از دور خواهم شنید..

[ دوشنبه هفتم مرداد 1392 ] [ 20:59 ] [ رضا ]
دوست داشتنت حالا شیرین تر شده

حالا که باهم به خوشبختی تو فکر می کنیم

می‌دانی

اینکه من بتوانم

برای تو کاری کنم

اینکه تو بخندی

اینکه او بفهمد من اتفاق مهمی نیستم 

اینکه حالا دوست داشتنت شیرین تر شده

آنقدر این صبح ها را

بدرقه می کنم

تاصبح تنهاییت تمام شود

و من آسوده تر از همیشه 

به شیرینی دوست داشتنت فکر کنم..


[ دوشنبه سی و یکم تیر 1392 ] [ 9:23 ] [ رضا ]


شب دو دلداده در آن کوچه ی تنگ

مانده در ظلمت دهلیز خموش

اختران دوخته بر منظره چشم

ماه بر بام سراپا شده گوش



در میان بود به هنگام وداع

گفتگویی به سکوت و به نگاه

دیده ی عاشق و لعل لب یار

دل معشوقه و غوغای نگاه



عقل رو کرد به تاریکی ها

عشق همچون گل مهتاب شکفت،

عاشق تشنه لب بوسه طلب

هم چنان شرح تمنا می گفت



سینه بر سینه ی معشوق فشرد

بوسه ای زان لب شیرین بربود

دختر از شرم سر انداخت به زیر

ناز می کرد،ولی راضی بود!



اولین بوسه ی جان پرور عشق

لذت انگیزتر از شهد و شراب

لاجرم تشنه ی صحرای فراق

به یکی بوسه نگردد سیراب



نوبت بوسه ی دوم که رسید،

دخترک دست تمنا برداشت

عاشق تشنه که این ناز بدید

بوسه را بر لب معشوق گذاشت!


فریدون مشیری
[ یکشنبه نهم تیر 1392 ] [ 16:3 ] [ رضا ]

دلم روحانی می خواهد..

[ جمعه بیست و چهارم خرداد 1392 ] [ 11:34 ] [ رضا ]

دله من پشته سرت کاسه آبی شدو ریخت

کی شود پیشه قدم های تو اسپند شوم..

[ چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392 ] [ 10:41 ] [ رضا ]

هربار به تو فکر می‌کنم

یکی از دکمه‌هایم شل می‌شود

انقراض آغوشم یک نسل به تأخیر می‌افتد

و چیزی به نبضم اضافه می‌شود

که در شعرهایم نمی‌گنجد

 

کافیست تورا به نام بخوانم

تا ببینی لکنت، عاشقانه‌ترینِ لهجه‌هاست

و چگونه لرزش لب‌های من

دنیا را به حاشیه می‌بَرد

 

دوستت دارم

با تمام واژه‌هایی که در گلویم گیر کرده‌اند

و تمام هجاهای غمگینی

که به خاطر تو شعر می‌شود

 

دوستت دارم با صدای بلند

دوستت دارم با صدای آهسته

دوستت دارم

و خواستن تو جنینی‌ست در من

که نه سقط می‌شود

نه به دنیا می‌آید.

لیلا کردبچه

[ یکشنبه نوزدهم خرداد 1392 ] [ 13:58 ] [ رضا ]

عشق تو

عبور ماه است از خیابان

در شب حکومت نظامی

 

 

 

جواد گنجعلی

[ یکشنبه نوزدهم خرداد 1392 ] [ 13:53 ] [ رضا ]
در میخانه
پیاله ها به پیاله ها می خوردند
لبهای من به گونه های تو...
[ چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392 ] [ 11:3 ] [ رضا ]
بی تو هم می شود زندگی کرد
قدم زد، چای خورد، فیلم دید، سفر رفت؛ ...
فقط
بی تو نمی شود به خواب رفت
[ دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ] [ 16:1 ] [ رضا ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

برچسب‌ها وب
امکانات وب

دانلود افزار